كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
764
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
امراى قشونات بدين سان لشكرى چهار فرسخ عرض ياسامشى كرده « 1 » به طرف دهلى روان شدند و به قلعهء اسندى رسيده در آن ديار ديّار نبود و حصار تقلغپور حكم اسندى داشت « 2 » و از آنجا به شهر پانپت نزول كردند « 3 » و آنجا غلهء بسيار گرفتند و به لب آب پانپت فرود آمده و باز اسباب جنگ مرتّب داشته فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه امراى برانغار تا به موضع جهاننماى كه عبارت از عمارتى است كه سلطان فيروز شاه در دو فرسخى دهلى بر بالاى كوهى ساخته كه در دامن آن آب جون چون دريايى مىگذرد تاخت كنند و امرا رفته و غنايم گرفته به فتح و ظفر بازآمدند و حضرت صاحبقران در مقابل قريهء پله از آب جون عبور نموده به جانب حصار لوبتى رفت كه در آن طرف علف بسيار بود و همان روز به حصار لوبتى رسيد « 4 » و پيش از اين امير جهانشاه و امير شاهملك و امير اللّه داد به موجب فرموده به آن حصار رفته بودند و اهل قلعه ابواب موافقت مسدود ساخته راه مخالفت گشودند و دست به حرب و قتال و جنگ و جدال برآوردند و درين روز بيست و نهم كه اعلام ظفر اعلام سايهء همايون بر آن مقام انداخت شيخى عاقل كار ديده و پيرى كامل گرم و سرد روزگار چشيده به دل راست بيرون آمده باقى عصيان ورزيدند . آن حضرت فرمود كه نقبها زده جنگهاى سخت كردند . طلوع آفتاب رايت ظفر قرين نماز پيشين بود و قوّت دولت هنگام نماز پسين قلعه را گشود .
--> ( 1 ) . حاشيهء ك ، س : « در ظفرنامه مىگويد شش فرسخ شرعى و دو ميل عرض لشكر است و چون خواجه حافظ ملازم اردوى همايون بوده نقل او ثبت افتاد . » راست است . در ظفرنامه طول افواج را « بيست گروه مسافت كه شش فرسخ شرعى باشد » نوشته « و دو ميل به عرض » ص 66 ج 2 . ( 2 ) . ظف : « و از كتيل تا اسندى هفده گروه است . . . و مردم سامانه و كتيل و اسندى كه بيشتر كيش مجوس داشتند خانههاى خود را سوخته بودند و به طرف دهلى گريخته . » ( ج 2 ص 67 ) . ( 3 ) . ظف : روز چهارشنبه بيست و چهارم ماه [ صفر ] . ( 4 ) . حاشيهء نسخهء ك ، س : « و اين لوبتى قلعهاى است در ميان دو آب يكى جون و ديگرى هيلن كه سلطان فيروز شاه از آب كالينى بريده و به فيروزآباد آورده و آنجا به آب جون متّصل مىشود . ظفرنامه . » در ظفرنامه چاپ تهران نام اين قلعه لونى آمده است . ( ج 2 ص 68 ) .